مختصری از سخنرانی رسول خدا محمد (ص) در خصوص پایان ماه شعبان و ماه مبارک زمان:

 مردم! شما زنداني اعمال خود مي باشيد، با استغفار خود را آزاد كنيد. پشتهايتان را که از گناه سنگين است با طولاني نمودن سجده هاي خود آن را سبك نماييد. بدانيد خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزي كه مردم براي پروردگار جهانيان بر مي خيزند، آنان را با آتش نترساند.مردم! كسي كه به مؤمن روزه داري افطار بدهد،‌ صواب آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. مردم! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در اين ماه اصلاح كند، روزي كه در صراط پاها مي لغزد، جوازي بر صراط خواهد داشت. مردم! درهاي بهشت در اين ماه باز است،‌ از پروردگار خود بخواهيد آن را به روي شما نبندد؛‌ درهاي جهنم نيز بسته است از پروردگار خود بخواهيد آنان را بر شما مسلط نكند.و با دوستان احسان نمائید و به بیچارگان و مستمندان کمک کنید که همانا هر که یک روزه داری را افطار دهد مانند پاداش او از خدایش دریافت کند بی آن که از پاداش و اجر خودش چیزی کاسته شود.امير المؤمنين عليهم السلام فرمودند در آن روز برخاستم و عرض كردم رسول خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمودند: اباالحسن! برترين اعمال در اين ماه دوري گزيدن از حرامهاي خداي عزيز و بزرگ است.دراین روزهای آخر ماه شعبان بسیار صلوات و درود بر پیامبر و اهل بیتش بفرستید.ماه رمضان ماه خداوند تبارک و تعالی است پس در آن بسیار لا اله الا الله، الله اکبر، الحمدلله و سبحان الله بگوئید و بسیار ذکر خدا بر زبان جاری سازید.هركس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند، خداوند صواب روزه دو ماه پى‌درپى را برايش محسوب مى‏كند

روزه از زبان استاد شهریار "ره"

حکمت روزه داشتـن بگـذار /  باز هم گفته و شنیده شود

صبرت آمــوزد و تسلط نفـس /  و ز تو شیطان تو رمیده شود

هر که صبرش ستون ایمان بود /پشت‏ شیطان ازو خمیده شود

آفتــــاب ریــاضتی که ازو /  میوه معرفت رسیده شود

چه جلایی دهد به جوهر روح  /کادمی صافی و چکیـده شود

بذل افطار سفره عدلی است / که در آفــاق گستـــریده شود

فقر بر چیده‏ دارد از خوانـی /  که به پای فقیر چیده شود

شب قدرش هزار ماه خداست / گوش کن نکتــه پروریـده شود

از یــکی میــــوه عمـــل کـــه درو / کشته شد، سی هزار چیده شود

گر تکانی خوری در آن یک شب / نخـل عمــر از گنـه تکیـده شود

مفت مفروش کز بهای شبی / عمرهـا باز پـس خـریده شود

روز مهلت گذشت و بر سر کوه / پرتــوی مانـده تــا پریــده شـود

تا دمی مانده سر بر آر از خواب /ور نه صور خــدا دمیـــده شــود

دعاى ورود به ماه مبارک رمضان از زبان امام سجاد (ع) 1

 

«الدعاء مخ العبادة» اين عبارت کوتاه از پيامبر مکرم اسلام در صحيفه سجاديه زبور آل محمد تجلى کاملى دارد، دعاى 44 صحيفه مخصوص آغاز ماه مبارک رمضان است که بخشى از آن و ترجمه تمام آن به ميهمانان «شهرالله» تقديم شده است.


امام چهارم شيعيان حضرت امام زين العابدين(ع) در دعاى چهل و چهارم صحيف سجاديه زبور آل محمد اينگونه با پروردگار خويش مناجات کرده است:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنَا مِنْ أَهْلِهِ لِنَکُونَ لِإِحْسَانِهِ مِنَ الشَّاکِرِينَ، وَ لِيَجْزِيَنَا عَلَى ذَلِکَ جَزَاءَ الْمُحْسِنِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى حَبَانَا بِدِينِهِ، وَ اخْتَصَّنَا بِمِلَّتِهِ، وَ سَبَّلَنَا فِى سُبُلِ إِحْسَانِهِ لِنَسْلُکَهَا بِمَنِّهِ إِلَى رِضْوَانِهِ، حَمْداً يَتَقَبَّلُهُ مِنَّا، وَ يَرْضَى بِهِ عَنَّا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى جَعَلَ مِنْ تِلْکَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ، شَهْرَ الصِّيَامِ، وَ شَهْرَ الْإِسْلَامِ، وَ شَهْرَ الطَّهُورِ، وَ شَهْرَ التَّمْحِيصِ، وَ شَهْرَ الْقِيَامِ الَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ، هُدًى لِلنَّاسِ، وَ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ فَأَبَانَ فَضِيلَتَهُ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ ..»

ترجمه:
ستايش براى خداست که ما را به سپاس خود رهنمون گرديد، و بدان اهليّت بخشيد تا از شکر گزارانِ احسان او باشيم، و بر اين کار، ما را پاداش نيکوکاران دهد.
ستايش براى خداست که دين خود را به ما عطا فرمود، و ما را به آيين خود ويژه گردانيد، و به راه‌هاى احسان خويش پويا ساخت تا به فضل نعمت او به سوى خشنودى‌اش روانه شويم؛ ستايشى که آن را از ما قبول کند و به سبب آن از ما راضى شود.
ستايش براى خداست که ماه خود، ماه رمضان، را از جمله راه‌هاى احسان قرار داد، که ماه روزه، ماه اسلام، ماه پاکيزگى از آلودگى‌ها، ماه رها شدن از گناهان و ماه شب زنده‌دارى است؛ ماهى که قرآن در آن نازل گرديده؛ قرآنى که راهنماى مردم و نشانه‌ى آشکار هدايت و جدا کننده‌ى حق از باطل است.
پس به سبب حرمت‌هاى فراوان و فضيلت‌هاى نمايان که براى اين ماه مقرّر داشت، برترى آن را بر ديگر ماه‌ها عيان فرمود. براى بزرگداشت آن، چيزهايى را که در ماه‌هاى ديگر حلال کرده بود، در اين ماه حرام گردانيد، و خوردنى‌ها و آشاميدنى‌ها را غدغن کرد، و براى آن زمانى معين قرار داد، که نه اجازه مى‌دهد آن زمانِ معين پيش انداخته شود، و نه مى‌پذيرد که به تأخير افتد.
آن گاه يکى از شب‌هاى اين ماه را بر شب‌هاى هزار ماه ديگر برترى داد و نام آن را «شب قدر» نهاد؛ شبى که در آن، فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان بر هر يک از بندگان او که بخواهد، با تقديرِ بى‌تغيير الاهى که براى هر کارى در نظر گرفته شده، فرود مى‌آيند.

# خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را بياموز که چگونه فضيلتِ اين ماه را بشناسيم و حرمتش را بزرگ بشماريم و از آنچه مَنعمان فرموده‌اى خوددارى کنيم، و يارى کن تا با نگه داشتن اعضا و جوارح خود از گناه و به کار گماشتن آنها در آنچه سبب خشنودى توست، روزهاى آن را روزه بداريم؛ آن سان که به سخنان بيهوده گوش نسپاريم، و چشم خود را به سوى بازيچه‌ها ندوانيم،
و به حرام‌ها دست نگشاييم، و به سوى ناشايسته‌ها قدم بر نداريم، و شکم‌هايمان جز آنچه تو حلال کرده‌اى در خود جمع نکند، و زبان‌مان جز آنچه تو فرموده‌اى، نگويد، و جز در آنچه ما را به ثواب تو نزديک مى‌سازد، خود را به زحمت نيندازيم. و جز آن کار که ما را از عقاب تو حفظ مى‌کند به کار ديگر نپردازيم. آن گاه به لطف خود، همه‌ى اين اعمال را از رياى رياکاران، و آوازه‌جويى آوازه‌جويان، بپيراى، تا کسى را در عبادت خود با تو شريک نگيريم و جز تو منظور و مرادى نجوييم.

# خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را در اين ماه بر اوقات نمازهاى پنج گانه آگاهى ده؛ با احکام و شرايط آن که مقرّر فرموده‌اى، و واجباتش که لازم گردانده‌اى، و وظايفى که به آنها موظّف کرده‌اى، و هنگامه‌هايى که براى آنها قرار داده‌اي.
ما را در نماز، با کسانى برابر ساز که مراتب بلند آن را دريافته‌اند و ارکان آن را حفظ مى‌کنند و آن را در وقت خود، به شيوه‌ى بنده و فرستاده‌ى تو ـ که درودهاى تو بر او و خاندانش باد ـ در رکوع و سجود و همه‌ى فضيلت‌هاى آن با کامل‌ترين وضو و در نهايت خشوع به جاى مى‌آورند.
توفيقمان ده که در اين ماه، با نيکى و احسان، به سوى خويشان خود رويم، و با بخشش و عطايا از همسايگان خود دل‌جويى کنيم، و دارايى‌هاى خود را از حقوق مردم بپيراييم، و با جدا کردن زکات پاکيزه نماييم، و با کسى که از ما دورى گزيده آشتى کنيم. با آن که بر ما ستم نموده، از مقتضاى انصاف در نگذريم، و با آن که با ما دشمنى ورزيده صلح کنيم، مگر کسى که در راه تو و براى تو با او دشمن شده‌ايم، که او دشمنى است که با وى دوستى نمى‌کنيم، و از حزبى است که با آن يکرنگ و يکدل نمى‌شويم.
ما را موفق کن که در اين ماه با انجام دادن کارهاى نيک و پسنديده خود را به تو نزديک‌تر سازيم؛ اعمالى که با آنها گناهان‌مان را بيامرزى و ما را از شروع به ناشايسته‌ها نگاه دارى، تا هيچ يک از فرشتگان تو بيش از طاعت‌هاى گوناگونِ ما نزد تو طاعت نياورند، و در انواع سبب‌هاى تقرّب، به پاى ما نرسند.

# خدايا، من از تو مى‌خواهم که به حق اين ماه، و به حق هر فرشته‌اى که او را مقرّب خود ساخته‌اى، و هر پيامبرى که او را به رسالت فرستاده‌اى، و هر بنده‌ى صالحى که برگزيده‌اى و او از آغاز تا انجام اين ماه در عبادتت کوشيده است، بر محمد و خاندانش درود فرستى و ما را شايسته‌ى آن کرامت کنى که به دوستان خود وعده فرموده‌اى، و از آنچه براى بندگان کوشا در اطاعت خود قرار داده‌اى، برخوردارمان سازى، و به رحمت خود ما را در صف آنانى درآورى که بالاترين مرتبه‌هاى بهشت را سزاوارند.

# خدايا، محمد و خاندانش درود فرست و چنان کن که ما از کج‌روى در مسأله‌ى توحيد تو، و کوتاهى در بزرگداشت تو، و شک در دين تو، و گم کردنِ راه تو، و غفلت از حرمتگزارى تو، و فريب خوردن از دشمن تو، شيطانِ رانده شده، برکنار مانيم.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و هرگاه در هر يک از شب‌هاى اين ماه بخشايش تو جمعى از بندگانت را از بند عذاب رهايى بخشد و گذشت تو ايشان را ببخشايد، ما را از جمله‌ى اين بندگان قرار ده و در شمار بهترين کسانى درآور که با اين ماه به سر برده‌اند و با آن همراهى کرده‌اند.

# خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و چون هلال اين ماه ناپديد شود، گناهان ما را نيز محو نما، و چون روزهاى آن به پايان رسد، آلودگى‌هاى ما را نيز از ميان بردار، تا در حالى آن را پشت سر گذاريم که تو ما را از هر خطا پيراسته‌اى و از هر گناه پاکيزه ساخته‌اي.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و اگر در اين ماه ميانه‌روى پيشه نکرده‌ايم، ما را به راه ميانه آور، و اگر از راه راست گرديده‌ايم، به راه راستمان بدار، و اگر دشمن تو، شيطان، ما را احاطه کرده است، از چنگ او رهايى‌مان بخش.

#خدايا، اين ماه را با عبادت ما آکنده ساز، و لحظه‌هايش را با طاعت ما بياراى، و ما را يارى کن که روزهايش را روزه بداريم و شب‌هايش را با نماز و نياز و فروتنى و اظهار خاکسارى در برابر تو به صبح آوريم، تا هيچ روزِ آن بر غفلت ما، و هيچ شبِ آن بر کوتاهى ما گواه نباشد.

# خدايا، ما را در ماه‌ها و روزهاى ديگر، و تا زنده‌ايم، اين چنين قرار ده، و از آن بندگان شايسته‌ى خود گردان که بهشت را به ميراث مى‌برند و در آن جاودانه مى‌مانند؛ آنان که آنچه بايد [در راه خدا] بدهند، مى‌دهند، و در حالى به سوى پروردگارشان باز مى‌گردند که دل‌هايشان هراسان است؛‌آنان که در کارهاى نيک شتاب مى‌ورزند و هم ايشان در آنها بر يکديگر سبقت مى‌گيرند.
خدايا، در هر وقت و در هر زمان و در هر حال، بر محمد و خاندانش درود فرست، به شمار درودهايى که بر ديگران فرستاده‌اى، و چندين برابرِ همه‌ى آنها؛ چندان که جز تو کسى آنها را شماره نتواند کرد، زيرا تو هر چه خواهى همان کني.

آمادگی برای ورود به ماه مبارک رمضان

بعضی از روایات، ماه رمضان را ابتدای سال قمری برشمرده اند، چنانچه حضرت امام صادق(ع) فرموده اند: «اگر ماه رمضان [از آفات] سالم و در امان باشد، تمام سال سالم خواهد بود». بنابراین کسانی که اهل بیداری و توجه اند، قبل از ورود به این میهمانی بزرگ، در پی کسب آمادگی های روحی لازم هستند، تا بتوانند از این فرصت ویژه بهترین بهره ها را بگیرند، و خصوصاً آنکه خود را برای ورود به شب های قدر و برقراری ارتباط قوی و محکم با صاحب آن، یعنی حجّت حق در عالم مهیا کنند. در این نوشتار سعی شده تا چند نمونه از برجسته ترین آداب ورود به این ماه بزرگ به موعودیان گرامی تقدیم شود. باشد که توفیق عمل به آن را بیابند.

سید بن طاووس از جمله عالمان نادری است که مراحل مختلف «مراقبه» را طیّ نموده و بدون تردید به محضر والای امام عصر خویش شرف یاب شده است. عطر توحید و ولایت، پویندگان راه خدا را در تمامی آثار و نوشته های او سرمست می کند. کتاب اقبال الاعمال از جمله نوشته های این عالم بزرگ، مقام شامخی را در بین آثار وی داراست. ایشان، خود دربارة کتابش چنین می گوید:

«در ابتدای ورود به ماه رمضان، این کتاب را که مشتمل بر: اعمال ماه است، حاضر می کنم، می بوسم و بر چشم و سر گذارده، به سینه و قلبم می چسبانم، زیرا می بینم که آن از طرف پروردگار و صاحب اختیارم به من هدیه شده تا درب های خیر و خوبی و پیروزی را به رویم بگشاید». سید بن طاووس(ره) در این کتاب آداب ورود به ماه بزرگ رمضان را چنین برشمرده است:

جهت آمادگی برای ورود به میهمانی خداوند، رعایت چند نکته برای اهل مراقبه لازم و ضروری است که آنها را به ترتیب اولویت بیان می کنیم:

1. نماز شکر

چون سالک، دریافت که ماه مبارک رمضان آغاز سالی است که می توان در آن، به وسیلة عبادت به سعادت و کمال دست یافت و در شب قدر، تدبیر و میزان امور رقم می خورد و دعاها مستجاب می شود، شایسته می بیند که با به جا آوردن نماز شکر، با سال گذشته وداع کرده، به استقبال سال آینده رود و به جهت نجات از خطرهای سال گذشته و دست یابی به رضایت پروردگار و توفیق درک سال جدید، با فراغت کامل و به دور از بیماری ها و آفات باطنی و ظاهری، شکر الهی را به جای آورد.

2. توبه و استغفار

آنگاه توبه را از خویشتن شروع می نماید، از خدا به خاطر کوتاهی ها و ظلم هایی که در حق او نموده، طلب عفو و گذشت کرده و از سستی هایی که در اصلاح و پاکی قلب، جهت توجه و عنایت خداوند روا داشته، و همچنین دربارة کم کاری های اعضای و جوارح خود در عبادت و عقب انداختن توبة نصوح، از خداوند بخشش می طلبد و از جانب هر عضوی از اعضای خود صدقه می دهد؛ زیرا خداوند فرموده است:

إنّ الحسنات یذهبن السّئیات1

کارهای نیک آثار گناهان را می زداید.

آنگاه به جهت آثار و خواص فراوان صدقه، به ازای هر روز و شب از سال آینده، قرص نانی صدقه می دهد.2

نماز با فضیلت توبه: انس بن مالک می گوید: پیامبر اکرم(ص) روز یکشنبة ماه ذیقعده خارج شد و فرمود: ای مردم! کدام یک از شما می خواهد توبه کند؟ مردم گفتند: همه می خواهیم توبه کنیم. حضرت فرمود: غسل کنید، وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید و در هر رکعت پس از حمد، سه مرتبه سورة «قل هوالله احد» و یک بار «قل اعوذ برب الفلق» و یک بار نیز «قل اعوذ برب الناس» را بخوانید و سپس 70 مرتبه استغفار کنید.3 و در پایان استغفارها «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» گفته، پس از آن بگویید:

«یا عزیز یا غفّار إغفر لی ذنوبی و ذنوبَ جمیع المؤمنین و المؤمناتِ فإنّه لا یغفر الذّنوبَ إلّا أنت»، سپس پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر بنده ای از امّت من که این عمل را انجام دهد، از آسمان به او خطاب می شود: ای بندة خدا! اعمالت را از سر گیر و دوباره شروع کن؛ زیرا توبة تو پذیرفته و گناهانت آمرزیده شده است. و ملکی از زیر عرش ندا می دهد: ای بندة خدا! برکات و خیرات الهی بر تو و بر خاندان تو و بر فرزندان تو باد! و ملکی دیگر چنین ندا می دهد که ای بندة خدا! دشمنان تو در قیامت از تو راضی می شوند! و ملکی دیگر می گوید: ای بندة خدا! با ایمان کامل می میری و دین تو محفوظ می ماند و قبرت گشاده و نورانی می گردد! و ملکی دیگر چنین ندا می دهد: ای بندة خدا! پدر و مادرت از دست تو راضی و خشنود می شوند، اگرچه بر تو خشمناک و ناراضی بوده اند و این نماز موجب بخشش پدر و مادر و فرزندانت گردید و روزی تو در دنیا و آخرت گسترش پیدا کرد و زیاد شد. در پایان هم جبرئیل می فرماید: خودم هنگام جان کندن نزد ملک الموت حاضر می شوم و سفارش تو را به او می کنم تا در آن لحظة سخت با تو مدارا و نرمی کند و فشار جان کندن هیچ خدشه ای به تو وارد نسازد و روح تو از جسدت با ایمان خارج شود. مردم از آن حضرت(ص) سؤال کردند: اگر شخصی در غیر ماه این عمل را انجام دهد، همین آثار بر نماز وی مترتب است؟

حضرت فرمود: مانند همین امور برای او نیز هست و حضرت جبرئیل(ع) در هنگام معراج، این کلمات و نماز را به من تعلیم فرمود.4

3. توسل به آستان پروردگار

چنانچه گذشت، ماه رمضان، اول سالِ بعضی از خواص و اهل سرّ ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ می باشد؛ پس شایسته است به کرم و رحمت الهی متوسّل شوی و از او درخواست کنی تا تو و هر آنچه که تو را در اجرای فرامین او، در طول سال آینده یاری می دهد نگه دارد؛ همان طور که اگر انسان بخواهد به مسافرتی یکساله برود، برای یافتن راهنما و نگهبان و رفیق سفر و جانشین برای امور روزانه در طول مدت غیبتش باید تلاش نماید و چنانچه برای سال جدید آمادگی نداشته باشد، گویا سفر یک ساله ای را شروع کرده، نسبت به سرنوشت و پیش آمدهای آن بی اطلاع است. پس چه بی نیازی والاتر از خداوند متعال تا تمامی امور سال آینده خویش را به او بسپاری و با اطمینان خاطر سفر خود را شروع نمایی؟5

4. توسل به حضرات ائمه معصومین(ع)

مهم ترین مسئله ای که سالک در شب اول ماه باید انجام دهد، توسل به نگهبانان و حامیان خود، یعنی ائمة مصومین(ع) می باشد. او باید آبرو و چهرة نورانی آنان را در پیشگاه خداوند شفیع قرار دهد؛ زیرا روی سیاه و ظلمانی، شایستة توجه به خداوند با عظمت و صاحب جلال نیست. سالک باید در توسّل به آستان آن بزرگواران با لطافت بسیار سخن گوید و حالت گریه و تضرع و پریشانی خود را زیاد کند تا مورد قبول آن حضرات واقع شده، شفاعتش کنند و قبول و موفقیّت در اعمال را در راستای خشنودی خداوند برای او از حضرت احدیّت مسئلت و درخواست نمایند؛ زیرا حضرت حق کریم است و انسان های بزرگوار و کریم را ردّ نخواهد کرد، به ویژه این اولیا که خداوند آنان را به عنوان درب های رحمت و روشنی بخش راهش در بین آفریده ها قرار داده، آنان را با کرامت و بزرگواری تربیت نموده و دستور پناه دادن بندگانش را به آنان داده است. چه بسا ممکن است انسان هنگام توسّل، با عنایت یک ساعتة آنها به سعادتی نائل شود که با عبادت یک سال نمی تواند آن را کسب کند؛ پس فرصت را غنیمت شمار و پس از عرض سلام و حمد و ثنای آنان چنین بگو: «ای آقای من! تو در این شب حمایت کننده و نگهبان امت و کریم ترین آفریده ها هستی، میهمانی را دوست داری و از جانب خداوند مأمور هستی که پناهگاه بندگان باشی و این بنده، میهمان خداوند و تو است و به حضرت حق و آستان شما پناه آورده است؛ پس بنده ات را پناه ده و پذیرایی اش نما و پذیرایی مرا در این شب عزیز، ورود در جمع دوستان و شیعیان خود قرار ده و دعا و شفاعت و ولایت خود را شامل حالم نما و در پیشگاه خداوند وساطت کن تا از بخشش و پذیرش و رضایت او بهره مند گردم و با نظر رحمتی به سویم بنگرد که پس از آن هیچ گاه ناخرسندی و خشمی نباشد و مرا به شیعیان خود که در بارگاه قرب الهی آرمیده اند و دوستانی که گوی سبقت را از همگان ربوده اند، ملحق نما؛ چون که شفاعت شما در پیشگاه خداوند ردّ نمی شود و برای شما نزد خداوند شأن و منزلت والایی است، پس ای سرپرست و زمامدارم! به حق آن مقام و منزلتی که خداوند به شما عنایت فرموده است از شما می خواهم که آنچه تقاضا کردم به من عنایت فرمائید و به میزان بزرگواری تان بر آن بیفزایید و به پستی و کم مقداری و بدحالی من ننگرید؛ زیرا در میهمانی انسان های بزرگوار بخشش بر آنان گران نیست و هیچ گاه بخشش و عطاهای ایشان به مقدار ارزش ناچیز میهمانانشان محدود نمی باشد، چرا که لطف و عطا همواره در خور بخشایندگان است. ای آقایان من! شما بودید که بزرگواری را به بزرگواران و شیوة بخشش و سخاوت را به انسان های سخاوتمند آموختید؛ اگر جود و بخشش یادآوری گردد، شما ابتدا و انتها و اصل و فرع آن هستید و اگر سخن از بزرگواری به میان آید، شما معدن و سرچشمة آن می باشید؛ چه، درخواست کننده از شما ردّ نمی شود و آرزومندان درگاهتان ناامید نمی گردند.

مولای من! تو چه وقت مرا از ضیافت خویش محروم ساخته ای و در محفلت به هلاکت دچار نموده ای؟! نه، از تو چنین عملی با میهمانت بسیار بعید است».

خلاصه آنکه سالک باید با تمام وجود در به دست آوردن لطف، شفاعت و ترحّم حضرات ائمه(ع) بکوشد تا با عمل یک ساعتة خود سعادت سال آیندة خویش را تأمین کند و با کوشش اندک فضایل عظیم را کسب نماید، سپس این توسل را در هر روز و شب با سلام دادن به آن بزرگواران و ذکر بعضی از آنچه گذشت ادامه دهد.6

5. پاک کردن اموال با خمس

از مراقبات و اعمال مهمی که سالک پس از توبه و پاک کردن قلب باید انجام دهد آن است که به وسیلة پرداختن خمس، خوردنی ها و نوشیدنی ها، پوشاک و مسکن و هر آنچه که شخص روزه دار با آن سر و کار دارد را پاک و طاهر نماید و بهتر آن است که خمس اموالش را ابتدای ماه بدهد تا عبادات و اعمالش از راه حلال انجام پذیرد.7

مطالب قشنگ دانشجویان

جانباز ایرانی و پائولو مالدینی

يكي از جانبازان جنگ تحميلي، سالها پس از مجروح شدن به علت وضع وخيمش به ايتاليا اعزام و در يكي از بيمارستانهاي شهر رم بستري شده بوداز قضا چند روزي بعد از بستري شدن اين جانباز جنگ تحميلي متوجه مي شود خانم پرستاري كه از او مراقبت مي كند نام خانوادگي اش مالديني است. اين جانباز ابتدا تصور مي كند تشابه اسمي است، اما در نهايت نمي تواند جلوي كنجكاوي اش را بگيرد و از خانم پرستار مي پرسد: آيا با پائولو مالديني ستاره شهر تيم آ.ث. ميلان نسبتي داري؟ و خانم پرستار در پاسخ مي گويد: پائولو برادر من است! جانباز ايراني در حالي كه بسيار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش مي كند كه اگر ممكن است عكسي به يادگار بياورد و خانم پرستار هم قول مي دهد تا برايش تهيه كند، اما جالب ترين بخش داستان صبح روز بعد اتفاق مي افتد. هنگامي كه جانباز هموطن ما از خواب بيدار مي شود، كنار تخت بيمارستان خود پائولو مالديني بزرگ را مي بيند كه با يك دسته گل به انتظار بيدار شدن او نشسته است و ... باقي اش را ديگر حدس بزنيد!

راستي هيچ مي دانيد پائولو مالديني اسطوره ميلان از شهر ميلان واقع در شمال غربي ايتاليا، به شهر رم واقع در مركز كشور ايتاليا كه فاصله اي حدود ششصد كيلومتر دارد رفت، تا از يك جانباز جنگي ايراني را كه خواستار عكس يادگاري اوست، عيادت كند؟ آيا فوتباليست ايراني را سراغ داريد كه چنين مسافتي را براي به دست آوردن دل يك جانباز، معلول، بچه يتيم، بيمار و ... بپيمايد؟

با تشکر از دانشجو: فرزاد مردانیان

مطالب قشنگ دانشجویان

سوتک

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد.

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم جه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم و چموش خویش رابر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را ...

با تشکر از دانشجو:مرتضی عسگری

قابل توجه دانشجویان و بازدید کنندگان محترم

با سلام اگر علاقه مند هستید که نظر (ات) شما در بخش نظرات به نمایش در آید، لطفا" در هنگام ثبت نظر  این قسمت را تیک نزنید . موفق باشید:

 

مطالب قشنگ دانشجویان

شعري زيبا در مورد  تفکر بعضی از ما آدمها در مورد خداوند بخشنده،رحمان و رحیم !؟

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا / خانه اي دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها / خشتي از الماس خشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج و بلور / بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برف کوچمي از تاج او / هر ستاره، پولکي از تاج او

اطلس پيراهن او، آسمان / نقش روي دامن او، کهکشان

رعدو برق شب، طنين خنده اش / سيل و طوقان، نعره توفنده اش

دکمه ي پيراهن او، آفتاب / برق تيغ خنجر او ، مهتاب

هيچ کس از جاي او آگاه نيست / هيچ کس را در حضورش راه نيست

بيش از اينها خاطرم دلگير بود / از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين / خانه اش در آسمان، دور از زمين

بود، اما در ميان ما نبود / مهربان و ساده و زيبا نبود

در دل او دوست جايي نداشت / مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم، از خود، از خدا / از زمين، از آسمان، از ابرها

زود مي گفتند: اين کار خداست  /  پرس وجو از کار او کاري خداست

هرچه مي پرسي، جوابش آتش است / آب اگر خوردي، عذايش آتش است

تا ببندي چشم، کورت مي کند/تا شدي نزديک، دورت مي کند

کج گشودي دست، سنگت مي کند / کج نهادي پاي، لنگت مي کند

با همين قصه، دلم مشغول بود / خواب هايم خواب ديو و غول بود

خواب مي ديدم که غرق آتشم  / در دهان اژدهاي سرکشم

در دهان اژدهاي خشمگين / بر سرم باران گرز آتشين

محو مي شد نعرهايم، بي صدا / در طنين خنده اي خشم خدا

نيت من، در نماز و در دعا / ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه مي کردم، همه از ترس بود /مثل از بر کردن يک درس بود

مثل تمرين حساب و هندسه / مثل تنبيه مدير مدرسه

تلخ، مثل خنده اي بي حوصله /سخت، مثل حل صدها مسئله

مثل تکليف رياضي سخت بود /مثل صرف فعل ماضي سخت بود

با تشکر از دانشجو، فرزاد مردانیان

مطالب قشنگ بازدید کنندگان

شعر درباره شهدا


عشق تفسیر بسیجی بودن است/تحت تاثیر بسیجی بودن است

ای بسیجی های صاف بی و ریا/پس کجا رفتند مردان خدا ؟

باز شعرم سوی جبهه می رود/سوی بانه سوی فکه می رود

سوی مردان دلیر و با خدا/آن شهیدان که شدند از ما جدا

در میان خیمه بی سر می شدند/توی سنگرها کبوتر می شدند

روزها در جبهه مشغول عدو/نیمه شبها با خدا در گفت و گو

توی سنگر یکه تازی کرده اند/با گلوله عشق بازی کرده اند

بی سر و بی دست و بی پا می شدند/در مبان دجله پیدا می شدند

وای از وقتی که سرها می رسید/آن زمانی که خبرها می رسید

جمله ها دارند غم می آورند/واژه ها دارند کم می آورند

باز ما ماندیم و یک دل خاطرات/دست و پاهایی که مانده در فرات

باتشکر از :بماند!!؟؟

اللهم عجل الولیک الفرج


گریة آسمان
ای شعر من، فدای دو چشمان خسته‌ات
ای چشم من، به پای صدای شکسته‌ات
ای آخرین حماسة بیداری صدا
وی اوّلین تصادف بیداد با خدا
چشمان مست تو به کجا می‌کِشد مرا
می‌آیی و خدای صدا می‌کُشد مرا
ای های‌های گریة مستانه‌ام بیا
وی بغض در گلو به پرستاری‌ام بیا
آغاز من بیا و مرا باز زنده کن
در این غروب سرد دلم را تو بنده کن
این را بدان که باز ستاره شکست و رفت
آمد به شوق دیدن تو مست گشت و رفت
من می‌روم ولی برای تو آشفته‌ام بدان
چون در صدای عشق تو بشکفته‌ام بدان
این را بدان که از غم تو آسمان شکافت
این نور عشق بود که بر بی‌کران بتافت
دیشب هزار بار ناله زدم آسمان گریست
از عرش تا به حرمت کون و مکان گریست
امشب به پاس گریة افلاک بازگرد
ای نازنین ستارة ادراک بازگرد

باتشکر از دانشجو:فرزاد مردانیان

به مناسبت  تولدامام زمان( عج)

دوباره باز خواهم گشت

نمی دانم چه هنگام، از کدامین راه
ولی یکبار دیگر، باز خواهم گشت
و چشمان تو را، با نور خواهم شست
و از عرش خداوندی، شما را هدیه های تازه خواهم داد
به دستان برادر، دست خواهم داد
به زلف کودکان، گیلاس خواهم زد
نوازش های مادر را، دوباره زنده خواهم کرد
زن همسایه را، نور و هوا و آفتابی تازه خواهم داد
به ننوی یتیمان، من تکان از عرش خواهم داد
به لب های فرو بسته، امید خنده خواهم داد
به دیوار حریم عشق، یکبار دگر، من تکیه خواهم زد
به گندم، من حدیث نو شکفتن، یاد خواهم داد
به شمع روشن محفل، رموز همنشینی با پر پروانه را، من یاد خواهم داد
گل نرگس به دشت مهربانی، هدیه خواهم برد
کمرهای خمیده از شقاوت، راست خواهم کرد
برای فهم زیبایی، دوباره واژه خواهم ساخت
دوباره مزه لبخند را، من بر لبان خشک خواهم راند
نگاه مهربانانه، امید گرمی خانه
رسوم عشق ورزی را، دوباره زنده خواهم کرد
برای قفل لب هاتان، برای فتح دل هاتان، کلید تازه خواهم داد
برای سر نهادن، تا سحر بگریستن، آنک هزاران شانه خواهم داد

.....ادامه مطلب

با تشکر از دانشجو: ن دادخواه

ادامه نوشته

اللهم عجل الولیک الفرج


گریه آسمان
ای شعر من، فدای دو چشمان خسته‌ات
ای چشم من، به پای صدای شکسته‌ات
ای آخرین حماسة بیداری صدا
وی اوّلین تصادف بیداد با خدا
چشمان مست تو به کجا می‌کِشد مرا
می‌آیی و خدای صدا می‌کُشد مرا
ای های‌های گریة مستانه‌ام بیا
وی بغض در گلو به پرستاری‌ام بیا
آغاز من بیا و مرا باز زنده کن
در این غروب سرد دلم را تو بنده کن
این را بدان که باز ستاره شکست و رفت
آمد به شوق دیدن تو مست گشت و رفت
من می‌روم ولی برای تو آشفته‌ام بدان
چون در صدای عشق تو بشکفته‌ام بدان
این را بدان که از غم تو آسمان شکافت
این نور عشق بود که بر بی‌کران بتافت
دیشب هزار بار ناله زدم آسمان گریست
از عرش تا به حرمت کون و مکان گریست
امشب به پاس گریة افلاک بازگرد
ای نازنین ستارة ادراک بازگرد

با تشکر از دانشجو:مردانیان

میلاد قائم ال محمد(عج )مبارک

 دوازدهمين پيشواي معصوم (ع)، حضرت حجة بن الحسن المهدي امام زمان (عج)، در نيمه شعبان سال 255 هجري در شهر سامّراء ديده به جهان گشود. او همنام پيامبر اسلام(ص) و هم كنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. پدر بزرگوارش، پيشواي يازدهم، حضرت امام حسن عسكري ع و مادرش بانوي گرامي، «نرجس» است كه به نام ريحانه، سوسن، صفيل نيز از او ياد شده است. نرجس خاتون از نظر فضيلت و معنويت تا آن حد والا بود كه «حكيم» خواهر امام هادي ع كه خود ازبانوان عاليقدر خاندان امامت بود، او را سر آمد و سرور خاندان خويش و خود را خدمتگزار او مي ناميد.

امام زمان (عليه السلام) در چه شرايطي و چگونه متولد شدند؟
شرايط زمان تولد امام زمان (عليه السلام) شرايط عادي نبود، زيرا طبق روايات منقول از پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) مهدي آل محمد (عليه السلام)ـ آن كه ستمگران را نابود و زمين را پر از عدل و داد مي كند ـ فرزند امام حسن عسكري (عليه السلام) است. از اين رو دستگاه خلافت عباسي امام حسن عسكري (عليه السلام) را در شهر سامرا تحت نظر داشت، و منتظر بود تا اگر فرزندي از ايشان به دنيا آيد، او را بكشد، همان گونه كه فرعون، در كمين بود تا اگر حضرت موسي (عليه السلام) به دنيا آيد، او را به قتل برساند. در اين شرايط خفقان و غير عادي، حضرت مهدي (عليه السلام) مخفيانه به دنيا آمدند.

جريان تولد حضرت را حكيمه خاتون، دختر امام جواد (عليه السلام) و عمه ي امام حسن عسكري (عليه السلام) اين گونه بازگو كرده است: «ابو محمد امام حسن عسكري (عليه السلام)شخصي را دنبال من فرستاد كه امشب ـ شب نيمه ي شعبان ـ براي افطار نزد ما بيا، زيرا خداوند امشب حجتش را آشكار مي كند. پرسيدم اين مولود از چه كسي است؟ حضرت فرمود: از نرجس خاتون. عرض كردم: من در نرجس خاتون آثار بارداري نمي بينم حضرت فرمود: موضوع همين است كه گفتم.

من در حالي كه نشسته بودم، نرجس آمد و كفش مرا از پايم بيرون آورد و فرمود: بانوي من حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوي من و خانواده ام هستي. او از سخن من تعجب كرد و ناراحت شد و فرمود: اين چه سخني است؟ گفتم: خداوند در اين شب به تو فرزندي عطا مي كند كه سرور و آقاي دنيا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از اين سخن من خجالت كشيد.

بعد از افطار و نماز عشا به بستر رفتم. چون پاسي از نيمه ي شب گذشت، برخاستم و نماز شب را به جا آوردم، بعداز تعقيب نماز به خواب رفتم و دوباره بيدار شدم. در اين هنگام، نرجس نيز بيدار شد و نماز شب را به جا آورد. سپس از اتاق بيرون رفتم، تا از طلوع فجر باخبر شوم; ديدم فجر اول طلوع كرده و نرجس در خواب است. در اين حال، به ذهنم خطور كرد كه چرا حجت خدا آشكار نشد؟! نزديك بود شكي در دلم ايجاد شود كه ناگهان حضرت امام حسن عسكري (عليه السلام) از اتاق مجاور صدا زدند: اي عمه! شتاب مكن كه موعود نزديك است. من مشغول خواندن سوره «الم سجده» و «يس» شدم. در اين هنگام ناگهان نرجس خاتون با ناراحتي از خواب بيدار شد. من او را به سينه چسباندم و نام خدا را بر زبان جاري كردم. امام حسن عسكري (عليه السلام) فرمود: سوره ي قدر را برايش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسيدم: حالت چطور است؟ گفت: آنچه مولايت فرموده بود ظاهر شد. من دوباره سوره ي قدر را خواندم. كودك نيز در شكم مادر، همراه من سوره ي قدر را خواند كه من ترسيدم. در اين هنگام پرده ي نوري ميان من و او كشيده شد، ناگاه متوجه شدم كودك ولادت يافته است. چون جامه را از روي نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذكر خدا بود. هنگامي كه او را برگرفتم، ديدم پاك و پاكيزه است. در اين موقع حضرت امام حسن عسكري (عليه السلام) صدا زدند: عمه! فرزندم را نزد من بياور. وقتي نوزاد را نزد حضرت بردم، وي را در آغوش گرفت، و بر دست و چشم كودك دست كشيد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت:

« اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله »
 
پس از آن به امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و ساير امامان معصوم (عليهم السلام) شهادت داد و چون به نام خود رسيد فرمود:
«
اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت و طأتي واملاء الارض بي عدلا و قسطاً »
 
« پروردگارا! وعده ي مرا قطعي گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمين را به وسيله ي من از عدل و داد پر كن.»

در روايت ديگري آمده است: چون حضرت مهدي (عليه السلام) متولّد شد، نوري از او ساطع گرديد كه به آفاق آسمان پهن شد، و مرغان سفيد را ديدم كه از آسمان به زير مي آمدند و بال هاي خود را بر سر و روي و بدن آن حضرت مي ماليدند و پرواز مي كردند. پس امام حسن عسكري (عليه السلام) مرا آواز داد كه اي عمه! فرزند را برگير و نزد من بياور، چون برگرفتم، او را ختنه كرده و ناف بريده و پاك و پاكيزه يافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود:

«جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً»